صدر الدين علي بن ناصر الحسيني ( مترجم : رمضان على روح الهى )

126

زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى )

چنين كرد ، و ملك ابو الفضل چندان ايستاد تا اسير شد . ملكه تركان خاتون ، دخت ارسلان خان و همسر سلطان سنجر ، امير قماج و فرزندش ، و امير سنقر عزيزى نيز به اسارت آمدند . امير ايلق « 1 » و امير قريش بن زنگى و امير عمر بن انر و امير يرنقش قارى و امير محمود كاشانى را هم كشتند . كار بر اين قرار بود تا اينكه سربهاى همسر سلطان ، تركان خاتون ، به پانصدهزار دينار ، و از آن امير قماج و فرزندش به صدهزار دينار پرداختند و ايشان را رهانيدند . پيش از كارزار ، امير سيد اسپهسالار ، ملقب به سيد جليل سمرقندى ، به گور خان پناه برده بود ، و ازاين‌رو بزرگى در حقش چنين گفت : أليس من الفحشاء أن يلبس امرؤ * ملابس لا يرضى بها مؤمن تقى يعزّ على الدّين الحنيفىّ أن يرى * سليل رسول اللّه فى زىّ قرلق « مگر نه اين است كه ناشايسته كارى است ، كه مردى به تن كند جامه‌اى ، كه بنپسندد هيچ پرهيزكار مؤمنى / گران آيد بر اين آيين پاك ، كه بينند در جامهء قرلقان ، فرزند رسول خداى . » و اما ملك ابو الفضل ، شاه سيستان ؛ گور خان كافر چو بدانست كه فرزندانش بر سرزمينش دست يافته‌اند ، رهايش كرد و گفت : « چنين پهلوانى را كشتن نه‌سزاست » . بدينسان اين خطايى ، گور خان كافر ، افزون بر مملكت خطا بر ماوراء النهر نيز دست يافت . كارزار در جايى واقع شد نامش قطوان ؛ گور خان بر سر ايشان رفت و به روز سه‌شنبه ، پنجم ماه صفر سال پانصد و سى و شش آنان را به وادى درغم كشانيد . « 2 » سلطان سنجر از برابر گور خان گذشت و به بلخ رفت ، كه ديگر راه‌ها بسته بودند . گور خان اين بدانست ، اما راه بر او نبست و گفت : « راه بر گريختگان بستن به كارزارى مىكشاندشان كه اميد رهايى از آن ندارند ، و آن‌كه از زندگى اميد بردارد ، به عاقبت كار نينديشد ، و بود كه از دفاع او را ظفر رسد . » چندى پس از اين نبرد ، سيد امام شرف الزمان ايلاقى و حكيم سمرقندى و صدر امام شهيد حسام الدين عمر بن برهان الدين عبد العزيز را پيش روى گور خان كشتند . شيخ فخر الدين

--> ( 1 ) . امير ايلق رئيس ديوان مظالم بود . نسوى 276 . ( 2 ) . قطوان دهى است در پنج فرسنگى سمرقند . ياقوت 4 / 375 . ديرغم از توابع سمرقند است . ياقوت . 2 / 451 . خبر شكست سنجر از گور خان به شتاب در جهان اسلام و بيرون از آن پخش شد . در دولت‌هاى اروپايى ، در ميانهء صليبيان ، آوازهء حاكمى ، يوحنانام ، پيچيد كه آنان وى را هم‌پيمان محتملى بر ضد جهان اسلام مىدانستند . درخصوص افسانهء يوحنا كتاب‌هاى بسيارى نگاشته شده است . نك . به : بونياتوف 216 - 215 . در بندارى ( 278 ) جنگ قطوان به سال 532 ه رخ مىدهد .